* عجز یعنی زانو زدن و عاجز کسیه که در مقابل هر محرک خارجی زانو بزنه و اونو قبول کنه و یا به اون عادت کنه یا اونو بپذیره و عجز در مقابلمواد مخدر هم همینطوره.
* عجز فقط معلولیت و ناتوانی جسمی نیس معلولیت و ناتوانی روحی هم هست.عاجز کسیه که کنترل نداره اختیار نداره و همین جور به خودش و دور و بریاش خسارت میزنهحتی ممکنه خودش نخواهد اما دست خودش نیس دست بیماری شه.
* نداشتن کنترل و اختیار در انجام دادن کارها و چیزی است بر خلاف میل ما در برابر محرک درونی یا بیرونی انهم بعلت کمبود قدرت درونی.سیستم تحلیلگر در یک معتاد بالغ است اما رفتار ما یا از کودک است یا والد .مثلا :دلم میخواهد ترک کنم اما نمیتوانم چون از نظر درونی منبع درستی برای تشخیص درست یا نادرست ندارم پس عاجز هستم .
محرک درونی چیزی است که از درون من مرا تحریک میکند مانند میل به لذت جویی یا میل به داشتن یا میل به قدرت یا تایید طلبی
محرک بیرونی چیزی است که من با دیدن یا لمس کردن(حواس پنج گانه)انرا حس میکنم مانند تفاوتها،پول داشتن یا بی پولی خانه یا اتومبیل
و این مقایسه ها مرا به داشتن نداشته ها تحریک میکند
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 11:13  توسط مجيد
|
بررسی خود ارضایی از نقطه نظر علمی
فروید،
"پدر" علم روانکاوی، بر این باور است که برقراری رابطه جنـسی در انسان از
دو خـواستگاه متفاوت نشات می گیرد. رویـکرد اولـیه غـریزی یـا
فیزیـولوژیـک اسـت و دیـگری پـی آمد مـاهیـت نفسانی-عـاطفی انسـان ـاست.
با در نظر گرفتن دیـدگاه فیـزیولوژیک، رابطه ی جنسی در نتیجه رشـد ویژگی
های ابتدایی جنسی در افراد ایجاد می شود. به عبارت دیگر انسان ها زمانی که
از نظر جسمی به رشد کافی میرسند، آمـادگی بـرقرای ارتبـاط جنسی را پیدا می
کنند. (این دوران که بلوغ نام دارد، در خانم ها در سن 18 سالگی و در
آقایون در سن 21 سالگی به آخرین مرحله ی خود می رسد.)
در طول 7 سـال ابتـدایی زنـدگی، نیروی جنسی در یک پسر
بچه
در تمام قسمت های بدن او توزیع می شود. از 7 تا 14 سالگی، نیروی جنسی به
اعضای جنسی منتقل می گردد ( در آقایون بیضه ها و در خانم ها تخمدان) در
این زمان تفاوت های ظاهری میان جنس مذکر و مونث پدید می آید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 11:48  توسط مجيد
|
تا حدود زيادي شما هماني هستيد كه فكر ميكنيد و
ميتوانيد آنچه را كه فكر ميكنيد از عهده شما ساخته نيست انجام دهيد، اين
طرز فكر شماست كه شما را به عرش ميرساند و يا در غير اين صورت در درياي
نوميدي غرق ميسازد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 12:49  توسط مجيد
|
در فرهنگ و جامعه ما پذیرش این امر که اعتیاد نوعی بیماری است، بسیار
مشکل به نظر می رسد، ولی اگر از این امر آگاه باشیم که فرد معتاد با مصرف
مواد مخدر، سلامت جسمی و روانی خود را به خطر می اندازد، بیمارگونه بودن
اعتیاد نیز برایمان روشن تر می شود. خیلی از ما به اشتباه به جای اینکه
بیماری اعتیاد را خطرناک بدانیم، خود فرد مصرف کننده مواد را خطرناک تلقی
می کنیم و در مواجهه با این افراد، آنها را طرد می کنیم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 10:57  توسط مجيد
|
اعتیاد یک بیماری روانی، اجتماعی و اقتصادی [۱] است که از مصرف غیرطبیعی و غیرمجاز برخی مواد مانند الکل، تریاک، حشیش
و... ناشی میشود و باعث وابستگی روانی یا فیزیولوژیک فرد مبتلا (معتاد)
به این مواد میشود و در عملکرد جسمی، روانی و اجتماعی وی تأثیرات نامطلوب
بر جای میگذارد. [۲] بررسی پدیده اعتیاد در قالب علوم پزشکی، روانشناسی و جامعهشناسی صورت میگیرد. از سال ۱۹۶۴ میلادی، سازمان بهداشت جهانی استفاده از عبارت وابستگی دارویی یا وابستگی به دارو را به جای اصطلاح اعتیاد توصیه نمودهاست، اما استفاده از اصطلاح اعتیاد هنوز رایج است.
تعریف اعتیاد
اعتیاد حالتی است که ناشی از استعمال مداوم بعضی از داروها (موسوم به مواد مخدر) میباشد، بهطوری که قطع استفاده از این مواد باعث بروز اختلال در عملکرد بدن انسان میشود. [۴]
این وابستگی از طرفی باعث تسکین و آرامش موقت و گاهی تحریک و نشاط گذرا
برای فرد میگردد و از طرف دیگر بعد از اتمام این اثرات سبب جستجوی فرد
برای یافتن مجدد ماده و وابستگی مداوم به آن میشود. [۲]
در این حالت فرد هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روانی به ماده مخدر وابستگی
پیدا میکند و مجبور است به تدریج مقدار ماده مصرفی را افزایش دهد.
+ نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 10:7  توسط مجيد
|
بسیاری
از ما تصور می کنیم که اشتباه یا خودپسندانه است که خیلی از ویژگی های
خوب را دارا هستیم . ممکن است بسیاری از ما وقت خود را برای سرزنش صفات
منفی خود صرف کنیم و فکر کنیم که انتقاد از خود کلید اصلاح عملکرهایمان
است. تمرکز دائمی روی عیب های فرضی می تواند مانعی برای برقراری ارتباط
با دیگران باشد.
در
صورتی که ما فکر کنیم که ماهیت درونی ما دارای نقطه ضعف هایی است ،
چگونه می توانیم باور کنیم که دیگران قادرند ما را دوست داشته باشند و یا
اگر تصورمی کنیم کسل کننده تر از آن هستیم که کسی را جذب کنیم؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 12:52  توسط مجيد
|
ماری
جوانا بیشتر از قسمت های فوقانی برگ ها، گل و تخمک های شکفته شده بوته
شاهدانه از جنس ماده که بریده و خنک شده، تهیه می شود. عنصر روان گردان
موجود در گیاه شاهدانه دلتا 9 تتراهیدروکانابینول (THC) است که در رزین این گیاه متمرکز است.
غلظت این ماده در فراوده های مختلف این گیاه فرق می کند (این غلظت از 0/5 تا 11 درصد در نوسان است).
در حقیقت ماری جوانا فراورده ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 11:30  توسط مجيد
|
درسال
۱۳۶۹ دو برادر كه در خارج از كشور با كمك انجمن دربهبودي بسر ميبردندو به
ايران امده بودند اولين جلسه را در مركز باز پروري قرچك برگزار كردند
اين
جلسات به مدت يك سال ادامه داشت اما به علت ديدگاه ان زمان نسبت به بيماري
اعتياد اين دوبرادر از ادامه اين راه باز ماندند وانجمن معتادان گمنام
ايران كه تازه تاسيس ونو پا بود براي مدتي فعاليتش متوقف شد
اما
اين پايان راه نبود زيرا در سال ۱۳۷۲ دو نفر كه در ايالت متحده وكانادا از
طريق انجمن سلامتي خود را باز يافته بودند در تهران و به طور اتفاقي در يك
مهماني با هم اشناميشوند وتصميم ميگيرند كه به ياري هم وبا همكاري سازمان
بهزيستي پيامبهبودي را به معتاداني كه در مركز باز پروري قرچك بسر ميبردند
برسانند
در اين بين يكي از
اعضاي نسبتا قديمي وفعال انجمن در خارج از كشور نيز به جمع انها اضافه شد
وپس ازان شكل گيري انجمن معتادان گمنام در ايران شتاب بيشتري به خود گرفت
و بالاخره انان موفق شدند نظر مسئولين بهزيستي را براي برگزاري جلسات
هفتگي در مركز باز پروري قرچك در تاريخ ۳۱/۱/۷۳ جلب نمايند
اين
گروه ۳ نفري در مرداد ۱۳۷۳ توانستند محلي مستقلدر تهران براي بر گزاري
جلسات خود اجازه نمايند ضمنا يكي از دو برادري كه در ابتدا از انها
يادكرديم نيز به اين كروه نو پا پيوست و هم اكنون پس از گزشت سالها همه
روزه جلسات متعددي در تهران وديگر شهرها واقصي نقاط كشور برگزار مي شود
وتعداد قابل توجهي از معتادان توانسته اند باكمك انجمن بهبودي وسلامت خود
را در يابند
با آرزوي موفقيت روز افزون
لطفا با نظرات خود ما را در اين راه ياري دهيد
متشكرم
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 10:47  توسط مجيد
|
در
طول قرنی که از یک سو مبتکر و از سوی دیگر مخربترین دورهی تاریخ است،
بیمعناست اگر بگوییم در قرنی خارقالعاده زندگی میکنیم . با این حال،
علیرغم معجزات مدرنیتهی تکنولوژیک، همواره ما لحظاتی از نهایت تنش و
اضطراب را پشت سر میگذرانیم، خواه در حیطهی شخصی خواه ملی و حتی جهانی.
چطور
میتوانیم با چنین اضطرابی رو در رو شویم که حاصل محیط پیرامون ما، مشکلات
شخصیمان، و جامعهای است که میراث فرزندانمان خواهد بود؟ اغلب ما نگرانیم
ولی نمیدانیم چه کار باید کرد.
راهی وجود دارد
که اختلالات حملهور به ما را اداره میکند. بکارگیری روشهای خاصی، موثر
و دلگرمکننده هستند، به خصوص هنگامیکه با شرایطی مواجه هستیم که از لحاظ
احساسی یا عاطفی ضربهای میخوریم: از دستدادن ناگهانی کار، فوت یکی از
عزیزان، شکست یا نابودی یک ازدواج، مورد خیانت واقع شدن، بیماریها… چنین
نگرانیهایی میتواند اضطرابی طولانی مدت ایجاد کند؛ برای شخصی که درگیر
چنین ناامیدی شده است، مقابله با حقیقت کاری دشوار و دردآور خواهد بود.
بدون سادهانگاری بیش از حد و یا دستکم گرفتن این ضربات روحی، میتوانیم اطمینان حاصل کنیم که راه دیگری برای یافتن آرامش روحی
وجود دارد: وضعیت ذهنی آرام و مطمئن، جدا از تشویش دائمی حاصل از فشارهای
هر روزه. بسیاری هستند که راهحلهای شخصی را برگزیدهاند. کتابها و
نوارهای گوناگونی در معرض عموم قرار گرفته که روشها و ابزار متنوعی را
برای مدیریت اضطراب و جستجوی هماهنگی در زندگی به نمایش میگذارد؛ با این
حال، حتی اگر این موارد تا حدودی تسکین دهنده باشند، هیچیک نقص ریشهای
روح بشری را ترمیم نمیکنند. برای آنکه اساسیترین و حادترین مشکلاتمان را
بر طرف سازیم، میبایست قدمی فراتر نهیم: باید ضمیر ناخودآگاه خو را از نو برنامهریزی کنیم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 15:36  توسط مجيد
|
مشکلات، نگرانیها، آرزوها و مشغولیتهای ذهنی دنبالمان هستند. منتظریم که
به نتیجه برسند و بعد از آن شادی و آرامش درونی را در زندگی بدست بیاوریم.
برای نمونه میگیم:
این یکی که تموم شه دیگه راحت میشم.
به این که برسم، دیگه آرامش پیدا خواهم کرد.
این
جور خواسته ها هستند و وقتی یکیشون تموم میشه شاید بمدت کوتاهی در درون
آرام و شاد باشیم ولی کم کم یک خواسته ی دیگر خودش را نشان بدهد.
بنابراین، اگر بخواهیم آرامش و راحتی را پس از رسیدن به این خواسته ها
پیدا کنیم، ممکنه هیچوقت یک آرامش پایداردستیافتنی نباشه.
اگر براستی
دنبال آرامشی پایداریم، شاید بهتر هست دیدگاهمان را طوری تغییر دهیم تا
"داشتن آرامش" با "رسیدن به این چنین خواسته هایی" پیوند زده نشود.
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 14:25  توسط مجيد
|